سيمون دوبووار نهم ژانويه سال 1908 در خانوادهاي بورژوا و كاتوليك در پاريس متولد شد. پدر دوبووار وكيل بود و بر آموزههاي مذهب كاتوليك پافشاري ميكرد؛ به همين دليل، او از پنجسالگي وارد مدرسهاي كاتوليك با فضايي سنتي شد. دوبووار از 14سالگي شروع به نوشتن كرد. در سال 1925، زمانيكه 17ساله بود، بعد از گرفتن ديپلم، با وجود مخالفت خانواده، به حرفه معلمي روي آورد، اما در سال 1943 تدريس را رها كرد و در اين سالها بهطور جدي به نوشتن پرداخت. دوبووار در دانشگاه سوربن، فلسفه خواند و در همان سالها با حلقه فلسفي ژان پل سارتر ارتباط پيدا كرد. او معتقد بود، در تمام زندگيام يك موفقيت قطعي وجود داشته و آن ارتباط با سارتر است. در سال 1943 كتابي بهنام دعوتشده نوشت كه سرآغاز واقعي كار دوبووار در حرفه نويسندگي است. بعد از آن، كتاب خون ديگران (1945) و همه ميميرند (1946) را منتشر كرد. معروفترين كتاب او با نام جنس دوم در سال 1949 چاپ و به اثري الهامبخش براي جنبش جهاني فمينيسم تبديل شد. اين كتاب شامل مقالههايي فلسفي و جدلي است. از جمله آثار دوبووار به امتياز، دوران پيري و نمايشنامه دهانهايي كه بيفايده باز ميشوند ميتوان اشاره كرد. همچنين سفرنامههاي آمريكا در روز و راهپيمايي طولاني توسط اين نويسنده نگاشته شدهاند. دوبووار سارتر را شخصيت خلاقي ميدانست كه راهنماي او در زندگي بود و ميگفت، به واسطه همين شخصيت سارتر، من علاوه بر فلسفه، به مسائل سياسي هم علاقهمند شدم. او زندگياش را اينگونه توصيف كرده است: دو تصوير از من هست؛ يكي آدمي ديوانه و ديگري انساني عجيب و غيرعادي و درواقع زندگي من جمع اين دو تصوير است. سيمون دوبووار بعد از مرگ سارتر، كتابي با عنوان مراسم خداحافظي نوشت كه نشاندهنده اثر مرگ سارتر بر اوست. پس از آن تا موقع مرگ در نشريه زمان مدرن كه توسط خودش و سارتر تأسيس شده بود، بهطور فعالانه كار كرد. اين نويسنده فرانسوي چهاردهم آوريل 1968 بر اثر ذاتالريه در گذشت و پيكرش را كنار قبر ژان پل سارتر به خاك سپردند.
برچسبها: سيمون دوبووار،