تا پيش از سال 1947 يعني 60 سال پيش، پاكستان جـزو هـندوستان بود. در آن زمان با مبارزات مستمر مهاتما گاندي، نهرو، محمدعلي جناح و… بريتانيا به استعمار شبه قاره پايان داد و هند و پاكستان استقلال يـافـتـه و بـه دو كـشـور تـقـسـيـم شدند. مهمترين علت جـدايـي ايـن دو كـشـور از يـكـديـگـر، اكـثـريـت داشـتن مـسـلـمـانـان در پـاكستان، هندوها و بوداييها در هند بـود. هـرچـنـد اسـتقلال ميان دو كشور انجام شد، اما اختلاف، تنش، حالت تخاصم و حتي جنگ ميان دو كـشـور تـاكنون پايان نيافته است. بيشترين موضوع اختلاف ميان هند و پاكستان مربوط به منطقه كشمير اســت كـه اكـثـريـت سـاكـنـان آن را مـسـلـمـان تـشـكـيـل ميدهند. هند پس از استقلال با به رسميت شناختن نـهـادهاي مدني، انتخابات آزاد، مطبوعات مستقل و تن دادن به دموكراسي، شرايطي را بهوجود آورد كه حاصل آن رشد و توسعه و عبور از عقبماندگي را در پي داشت، اما در پاكستان درست برعكس هند بود. نـزاعهـاي سـيـاسـي، فـرقـهاي و مـذهـبـي از يـكسـو و حـاكـميت نظاميان از سوي ديگر پاكستان را از منظر توسعه اقتصادي و سياسي از هندوستان متمايز كرد. هنديها پس از استقلال دريافتند كه نفعشان در صلح و آرامـش و عـقـب نـمـانـدن از قـافـلـه تـمـدن پـرشـتـاب جهاني است، اما در مقابل، پاكستانيها آنقدر بر طبل اخـتلاف كوبيدند تا از دل پــاكـسـتــان كـشـور ديـگـري بهنام بنگلادش متولد شد و پاكستان براي بار دوم در بـرابـر هـنـدوسـتـان ضعيف شـــــد. بـــــا حـــــاكـــــم شـــــدن ژنـرالهـا بهجاي حاكمان انتخابي و حزبي، پاكستان در زمـــــــره كــــشــــــورهــــــاي عـقـبمـانده قرار گرفت و دموكراسي در هند آنقدر نهادينه شده و توسعهيافته اســـــــت كـــــــه بــــســــيـــــــاري هـنـدوسـتان را بزرگترين دمـــــــوكـــــــراســــــي جـــهــــــان ميدانند و اين كشور جزو كـشـورهـاي مـهـم صـنـعـتي دنـيا بهحساب ميآيد. در پـــاكــســتـــان دمــوكــراســي، تعيين سرنوشت و توسعه به حاشيه رانده شد. ريشه پـيـشرفت و عقبماندگي در هـنـد و پاكستان را بايد در فـــــرهــنــــگ و نــگــــرش مـــردمـــان ايـــن دو ســـامــان جـســــــتوجـــــو كـــــرد. در پـــــــــاكـــــســــتــــــــان، ژنــــــــرال ضـيـاءالـحـق با كودتا زمام امور را به دست گرفت و بــــيدرنــــگ قــــويتـــريـــن سـيـاسـتـمـدار پـاكستاني يعني ذوالفقار علي بوتو را كــه شـعـارش اسـلام، دموكراسي و سوسياليسم بود بهرغم مخالفتهاي جـهـانـي بـه دار آويخت. تلاش و حمايتهاي مردمي باعث شد تا دختر او كه سـه روز پـيـش در راولـپـنـدي در جـريـان يـك مـيتينگ انـتـخـابـاتـي تـرور شـد در دو نـوبت به نخستوزيري پاكستان برسد. بعد از وي نواز شريف نخستوزير پاكستان شد، اما دوباره ديو نظاميگري با آمدن ژنرال مشرف سرنوشت پاكستانيها را به مخاطره انداخت. بـينـظـيـر بـوتو كه در 35 سالگي به نخستوزيري رسـيـد، تـلاش مـيكرد تا راه پدر را در پيش گيرد. پاكستانيها او را نماد توسعه دموكراسي ميدانند و ميليونها پاكستاني كه از حاكميت نظاميان بهستون آمـدهاند دل در گرو او داده بودند تا دموكراسي را تـوسـعـه دهـد و پاكستان عقبماندگي را پشتسر بـگــذارد. ژنــرال مـشــرف هـمــانگــونــه كــه ژنــرال ضياءالحق براي دوالفقار علي بوتو پروندهسازي كرد و او را اعدام كرد براي بينظير بوتو پروندهها ساخت، امـا ژنـرال از اعـدام و يـا زنداني كردن بينظير هراس داشـت و تـصـمـيـم گـرفـت او را به اتفاق همسرش به عربستان و امارات متحده عربي به مدت 8 سال تبعيد كند. وي در دوران تبعيد، لحظهاي از سرنوشت مردم پـاكـسـتـان غـافـل نـبـود. دغـدغـه پـاكـسـتـان، بـينظير را واداشـت تـا در مـيـان بـيـم و امـيـد بـا تـفـاهم با ژنرال به پـاكـستان بازگردد. او در مهرماه به پاكستان آمد و در همان روز ورود بر سر راهش به كراچي انفجاري رخ داد كه 400 نفر كشته و مجروح شدند (140 نفر كشته و 260 نفر مجروح.) بينظير كه از اين ترور جان سالم بــهدر بــرد، شـجــاعـانـه در مـيـان مـردم ظـاهـر شـد و بـه پاكستانيها و مردم دنيا اعلام كرد كه در برابر تندروها و افراطگرايان خواهد ايستاد و نميگذارد پاكستان به دست افراطيها بيفتد. او به وعدهاش عمل كرد، زيرا تروريستها حيات بانويي را گرفتند كه بر عقيده، توسعه دموكراسي، اصرار ميورزيد. با ترور بوتو به دمـوكـراسـي و مـردم پـاكـسـتـان ضـربه وارد شد. از آنجا كه بينظير، شخصيت جهاني و محبوبي بود، ترور او موجي از نـگـرانـي و هـمـدردي جـهـانـي را در پـي داشـت. تـحليلها و حدس و گمانها درباره اين ترور فراوان است و در آينده نيز ابعاد بيشتر آن فاش ميشود، اما برداشت نگارنده اين است كـه سـيـاسـتـمـدارانـي كـه از روش “مـاكـياولي” براي ماندن در قـدرت بـه هـر وسـيـلـه اسـتـفـاده مـيكنند، براي آنها هدف، قدرت است و هر فرد و يا جرياني كه مزاحم قدرت آنها بـاشد، حذف و يا سربهنيست ميشود. ماكياوليستها بر اين باورند كه هرچند حذف رقيب در كوتاه مدت به دليل آنكه سر و صدا، اعتراض و خشونت بهوجود ميآورد، اما با گذشت زمان اين رويدادها به فراموشي سپرده ميشود و قدرتمداران ميمانند. در كشورهايي كه دموكراسي نهادينه نشده است، سياستمداران به اشكال گوناگون با حذف رقبا آنها را از قطار قدرت پياده ميكنند. برداشت ديگر از ترور بينظير بوتو آن است كه آمريكا درتلاش است تا از طريق به قدرت رسيدن بينظير بوتو، قدرت بلامنازع ژنرال مشرف را مهار كند و كاهش دهد. در اين راستا كاخ سفيد از بينظير بوتو خواست به پاكستان بازگردد و از سوي ديگر ژنرال را تحت فشار قرار داده بود تا با پذيرش دولت ائتلافي قدرت در پاكستان توزيع شود. معمولاً مردم كمتر اشتباه ميكنند، از نـخستين ساعات ترور بينظير بوتو انگشت اتهام مردم بهسوي ژنرال مشرف نشانه رفته است. از آن مهمتر آنكه مردم، مراكز دولتي و خودروهاي دولتي را به آتش كشاندند و چند روز است كه قيام سراسري در پاكستان عليه ژنرال جريان دارد. از سوي ديگر گروه القاعده دست داشتن در ترور بوتو را تكذيب كرده است و با اين تكذيب، انگشت اتهام بازهم بهسوي نظاميان پاكستاني نشانه رفته است. آنچه مايه تأسف است اين است كه با ترور بينظير بوتو، خانواده وي كه در ميان مردم پاكستان خوشنام و محبوب بودند از گردونه قدرت در پاكستان، حذف شدند. اين ترور باعث مـــيشـــود تـــا حــزب مــردم كــه رهـبــرش بــينـظـيــر بــوتــو بــود انـتـخــابــات را تـحــريـم و حـزب مـسـلـملـيـگ بـه رهـبـري نـواز شريف نيز اعلام كرده است كه انتخابات را تحريم ميكند، بنابراين ژنرال مشرف تنها ميماند. يا بايد قدرت را ترك كند و انتخابات فرمايشي برگزار نمايد و يا آنكه در پاكستان در انـتـظـار كـودتـاي ديـگـري بـماند. تروريستها وابسته به هر تفكري كه هستند با دست زدن به ترور، در عمل در خدمت دكترين مبارزه با تروريسم كاخ سفيد كه پس از حمله گروه الـقـاعـده بـه مـركـز تـجـارت جـهـانـي در سـال 2001 تـهيه شده اســت، مـيبـاشـنـد. زيـرا پـنـتـاگـون بـا بـهـرهگـيـري از ايـن قـبـيـل تــرورهــا قــادر اســت ديـگــر كـشــورهــا از جـمـلـه كـشـورهـاي خاورميانه را قانع كند كه تروريسم مهمترين مسألهاي است كه امنيت شهروندان جهان را بهمخاطره انداخته است و با اين بهانه اجماع جهاني براي مبارزه با آنچه آن را تروريسم ميداند، در خدمت بگيرد.
برچسبها: ژنرال ضیاءالحق،ذوالفقارعلی ب